داغ شقايق

AD_30_MOGHADAS%20VI_16.JPG

مائيم بهانه می ومستی

اسرارِ درونِ هستهِ هستی

سّريم و هزار پرده تو در تو

صد وادی طی نكرده رويارو

بر شاخه تاك، آب می گرديم

يك چله به خم، شراب می گرديم

در خمره شراب خانگی داريم

خضريم كه جاودانگی داريم

ما چله به چلهء كمان بستيم

تيريم كه خود به خود ز خود جستيم

صبحيم كه در افق نمايانيم

آغازهزار خط پايانيم

در سرخ ترين دقايق افتاديم

داغيم كه بر شقايق افتاديم

در دوش هزار زخم اين جاده

پيشانی ما به راه افتاده

هرچند كه نقش بسته خاكيم

لولاك لَما خَلقتُ الفلاكيم

هر چند چوقطره بی سروپائيم

ما قطره متصل به دريائيم

هر آينه در مقابل دريا

روديم روانه تا دل دريا

استادِ فقيد محمد رضا آغاسی

/ 0 نظر / 10 بازدید