بازگشت...

01.gifآهـــــــــــــــــــــــــــــــای بچه ها

آهــــــــــــــــــای رفـقــــا

سلام

همین سلام . نمیدونستم چه جوری بگم سلام18.gif . آخه بعد از 5 ماه برگشتم . یعنی اصلا نرفته بودم که برگردم . بودم ها ولی ...

خب نمیدونم چطور شد که 5 ماهه ننوشتم . البته اینو میدونم که خیلی مشغول بودم و ...

ولی این اصلا دلیل خوبی نیست که آدم 5 ماه به دوستاش سر نزنه . خودم میدونم تو رو خدا انقد اینجوری نگاه نکنین الان گریه ام میگیره ها02.gif ... خب ببخشید دیگه . ولی خدا شاهده که تو این مدت همش به فکرتون بودم01.gif به یاد درد دلاتون ... حرفهای شیرینتون ... شعرای زیباتون و ...

توی این مدت کلی کتاب جدید خوندم ... شعرای جدید ... با چیزای جدید و آدمای جدید آشنا شدم و خیلی اتفاقای دیگه ولی هیچ چیز جای دوستای قدیم رو پر نمیکنه 08.gif

خب اومدم دوباره براتون درد دل کنم باهم شعر بخونیم و خلاصه از دیدن دوبارتون لذت ببرم .

۰ - (این شماره چند روز بعد از نوشته شدن این پست بهش اضافه  شده)

 

الان اصلا نمیدونم چی بگم02.gif ... به قدری خبر ناراحت کننده و شوکه کننده بود که واقعا هنوز باورم نمیشه . قیصر امین پور از بین ما به سوی معشوق خودش پرکشید ... شاعری که واقعا عاشق بود و من به نوبه خودم هر وقت شعرهاشو میخوندم یه احساس شعف و نزدیکی به یک دوست بهم دست می داد . احساس میکنم یه دوست از بینمون پر کشید البته او در بیت بیت شعرهاش جاودان شد و در دل زنده دلان او همیشه زنده است01.gif . برای قیصر این پور از خدا طلب رحمت و مغفرت داریم . یک غزل به همین مناسبت از مرحوم قیصر امین پور براتون میذارم

 

خسته ام از آرزو ها ، آرزو های شعاری

شوق پرواز مجازی بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن

خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری

آفتاب زرد و غمگین ، پله های های رو به پائین

سقفهای سرد وسنگین ، آسمان های اجاری

با نگاهی سرشکسته ، چشمهای پینه بسته

خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری

صندلی های خمیده ، میز های صف کشیده

خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی

پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری

رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم

شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

عاقبت پرونده ام را ، غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

روی میز خالی من ، صفحهء باز حوادث

در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری

 

1 – دلم که مث گذشته است تغییر زیادی نکرده ... شاید یکم تنگ تر شده  و خسته تر و  پر درد تر و البته خیلی خوبه که حتما آدم یه دغدغه ای داشته باشه و اصلا آدمی بی درد باشه نشونه اینه که فکر نمیکنه و عقلش خوب کار نمیکنه وگرنه آدم عاقل همیشه دغدغه پیشرفت و کمال و رو داره و میخواد بهترین باشه وبا علم آموزی و حرکت و تلاش تووی این راه جلو میره

و البته آدم هر چی بیشتر توی احوال این عالم تحقیق و مطالعه و بررسی میکنه پر درد تر میشه . هم برا خودش که چرا انقد در برابر این عظمت کوچک و ناپخته اند و هم برای دیگرانی که اصلا توی این باغا نیست ( یعنی همون شوتن توو باقالیان23.gif ) و متاسفانه خبر هم ندارن که چقد بدبختن و این خیلی درد داره 33.gif.

از زندگی از اين همه تكرار خسته ام
 از های و هوی كوچه و بازار خسته ام
دلگيرم از ستاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر كه و هر كار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می كشم
 آوخ ... كزين حصار دل آزار خسته ام
 بيزارم از خموشی تقويم روی ميز
 وز دنگ دنگ ساعت ديوار خسته ام
 از او كه گفت يار تو هستم ولی نبود
از خود كه بی شكيبم و بی يار خسته ام
 تنها و دل گرفته و بيزار و بی اميد
 از حال من مپرس كه بسيار خسته ام
 

( حرف دل خسته ء خودم از زبان استاد محمد علی بهمنی )

 

2 –

ترانه ء غربت من

شعر دلتنگی تو

امید قلب خسته ام

صفا و یکرنگی تو

تو پشت این فاصله ها

من و ز دوری گله ها

...

.............

نمی دانم چطور برایت بسرایم که بدانی چقدر دلتنگ توام ؟

نمی دانم عمق غربتمان را چطور شبها برای ستاره ها تعریف کنم؟

نمی دانم تو هم شبها صدایم را از آسمان , از باد , از باران میشنوی یا نه ؟!

نمی دانم توهم گاهی مرا کنار خود احساس میکنی یا نه ؟!

آخر چرا ... چرا ؟؟؟؟

چرا من حتی نمیدانم تو الان خوبی , راحتی , خوشحالی یا ... ؟

کاش آنقــــــــــــدر خوب باشی , آنقــدر خوشبخت باشی که حتی در تصور من هم نگنجد

و کاش مثل من انقدر دلتنگ نباشی

کاش ... کاش ... کاش

کاش همه ء زیبایی ها , خوبی ها , و سعادت آفرینش مال تو باشد

من هم اینجا با یاد تو ... با غم تو ... دنیــــــایی دارم , که با هیچ چیز عوضش نمیکنم

غمی زیباتر از همهء شادی هام ...

از همهء دنیا بهتر ... دلپسند تر ... ماندگـــار تر

 ( سروده شده برای تو در سه شنبه ۱/۸/۸۶ ساعت ۱:۲۰ بعد از ظهر )

3 – گاهی اگر در جملات ساده و روتین زندگی توجه کنیم , مفهومی زیبا تر و معنوی تر ظاهر ساده اونها میفهمیم , به شرط اینکه چشم دلمونو وا کنیم

مثل ترانه هایی که هر روز میشنویم و گاهی راحت از کنارشون رد میشیم . کمی دقت کن . زیبایی و معنویت راحت تر از اونی که فکرشو بکنی حس میشه05.gif ... چون خدا خیلی نزدیکه , همین جا بین منو تو خداست... پس چرا نا امیدی ؟؟34.gif خودش هوامونو داره ... فقط کافیه یکم چشم دلتو وا کنی تا راحت ببینیش ...

و کاش میشد ببینی ... واقعیت همه چیز رو ...

کاش می تونستی داخل دل این آدما رو ببینی...

تو که نیستی تا ببینی

گریه های هر شب من

بی حضور عاشق تو ... چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی

دل آسمون شکسته

جاده تا صبح قیامت

من و این پاهای خسته

با عبور هر ستاره

روح سبز تو رو دیدم

زیر قطره های بارون

صدای پاتو شنیدم

.....................................

 

اون که پشت شیشه

شبا سر میذاره

میدونه پنجره بین ما دیواره

از پشت شیشه ها

با رنج بی زبونی میخونه با اشاره حدیث مهربونی

پشت این پنجره های بستهء نامهربون

برام از خوبی و از شادی بخون

صدای گریه هامون

نوای هر شب ماست

توو این شب غریبه

صدای تو آشناست

توو این کویر غربت کسی به فکر ما نیست

به فکر آبی ِ دور

به فکر دریاها نیست

شب نباید توو دلم خونه کنه

بگو آفتاب زلفاشو شونه کنه

  

/ 28 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

شعردلتنگيت خيلی قشنگه!دروغ نميگم! (فقط آدم بزرگا دروغ ميگن) زندگی وقتيکه بيزاری باشه روز و شبهاش همه تکراری باشه شايد عشق برای بعضی عاشقا لحظه ی بزرگ بيداری باشه

شازده کوچولو

سلام ادم بزرگ بالاخره ما نفهميديم ادم بزرگ بودن خوبه يابد؟! نفهميديم تو کودکی يا ادم بزرگ؟!

غروب آخر

خسته ام... و ديگر هرگز جوان نمی شوم نه به وعده ی عشق و نه به وعده ی چشمان تو و ديگر هرگز به شوق نمی آيم نه در بازی باد و نه در رقص گيسوان تو .......... زيبا بود

سارا

سلام دوست من خيلی خوبه که ادم حرفای دلش رو تو وبلاگش بنويسه تابقيه بخونن منم حرفای دلم رو می نويسم با اين تفاوت که توی دفتر خاطراتم و هيچ کس هم نميتونه بخونه!

روابط عمومي

با سلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار بدينوسيله از جنابعالي دعوت مي گردد تا درجلسه نقد وبلاگ ها ، كه هر هفته يكشنبه ها از ساعت 17 لغايت 19 در آدرس ذيل برگزار مي گردد حضور بهم رسانيد . پيشاپيش ازحضور سبز و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . آدرس : خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان 21 - پارک شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب اين هفته : (يكشنبه 20/8/86 ) نقد وبــلاگ « محبت اينجاست » http://mohabateenjaast.persianblog.ir با تقديم احترام _ روابط عمومي

سارا

من ولی تمام بودنم لحظه های ساده ی سرودنم درد می کند درد حرف نيست درد نام ديگر من است من چگونه خويش را صدا کنم؟! ...عاقبت هجوم عشق فتح می کند پايتخت درد را (قيصرامين پور) به ياد شاعر شعرهای کتابهای کودکی من به ياد انکه زود پر کشيد... باورم نمی شود؛کی کسی شنيده است زير خاک گم شوند قله های استوار

chera

salam.merci ke be bloge man sar zadi . matalebeto khondam . comentat ham be delam neshast . chizi ham ke be del beshine bi goftego delneshin va zibast .. toam az deltangi gofti , mesle man ke deltangim baram koli ghashnge inghadr ke vasash faghat ye bloge makhsos sakhtam . bazam bet sar mizanam .

روابط عمومی

با سلام و عرض احترام خدمت شما دوست بزرگوار بدينوسيله از جنابعالي دعوت مي گردد تا درجلسه نقد وبلاگ ها ، كه هر هفته يكشنبه ها از ساعت 17 لغايت 19 در آدرس ذيل برگزار مي گردد حضور بهم رسانيد . پيشاپيش ازحضور سبز و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . آدرس : خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان 21 - پارک شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب اين هفته : (يكشنبه 27/8/86 ) نقد وبــلاگ « درخت بي سايه » http://derakhtebisayeh.persianblog.ir با تقديم احترام _ روابط عمومي

شازده کوچولو

سلام ادم بزرگ من دوباره اومدمنگفتی چرا ادم بزرگی! اخه اين ادم بزرگا که هنوز نمی تونن فرق یه کلاه با یه فیل تو شکم مار رو تشخیص بدن به چه دردی میخورن ؟هان؟!... اصلا ولش کن...مهم اين نيست که اسمت ادم بزرگه ٬مهم اينه که دلت بزرگ باشه٬مگه نه؟! راستی واسه *تو*بازم شعر بگو٬شعری که واسه *تو*گفته بودی پر از احساس بود٬واقعا دلتنگم کرد٬خوش به حال *تو*!

جواد

باز هم که غيبت زده!!!