در به در كوچه تنهايی

با همه لحن خوش آوايی ام

دربه در كوچه تنهاييم

ای دو ستا كوچه ز ما دورتر

نغمه تو از همه پر شور تر

كاش كه اين فاصله را كم كنی

محنت اين قافله را كم كنی

كاش كه همسايه ما می شدی

مايه آسايه ما می شدی

هر كه به ديدار تو نائل شود

يك شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سينه ما را عطشی دست داد

نام تو بر دم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سياوش گرفت

نام تو آرامه جان من است

نامه تو خط امان من است

ای نگهت خاستگه آفتاب

بر من ظلمت زده يك شب بتاب

پرده بر انداز ز چشم ترم

 تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست يار و مددكار ما

كی وكجا وعده ديدار ما ؟

دل مستمندم ای جان به لبت نياز دارد

به هوای ديدن تو،هوس حجاز دارد

روا مباد كه بر بنده ات نظر مكنی

روا مباد كه ارباب جز تو بگزينم

چو رو كنی به رهت درد و رنج نشناسيم

ز لطف روی تو دست از ترنج نشناسيم

/ 0 نظر / 26 بازدید