از ما چرا به جای بماند صدا فقط؟!

با سلام به دوستان وبلاگی و عرض شرمندگی بابت اینکه دیر به دیر به دوستان سرمی زنم.

متاسفانه چند وقتیه دل و دماغ نوشتن ندارم. این جور مواقع فرصت خوبیه که بعضی از آثار بزرگان ادب و فرهنگ رو بخونیم که هم خودم سر شوق بیام هم شما. با شعری از استاد محمد علی مجاهدی (پروانه) در خدمتتون هستم. ایشون استاد جمعی از شاعران جوان و با استعداد کشور هستند که در حال حاضر از شاعران صاحب سبک و قوی کشور هستند، مثل سید حمید رضا برقعی و هادی جانفدا. بخاطر نزدیک بودن ماه محرم یک شعر زیبا با حال و هوای محرم براتون انتخاب کردم. انشاالله امسال هم جزء نوکرای امام حسین (ع) باشیم و بتونیم برا روضه های ارباب خادمی کنیم. التماس دعا

 

آن شب که بود،فرصت سبز دعا فقط
گل کرد در قنوت شما، ربنا فقط
باریده بود عشق به صحرا و می وزید
عطر زلال نافله از خیمه ها ، فقط
وقتی نسیم گلنفسی های او وزید
پر شد فضای خیمه ز بوی خدا ، فقط
پرسید:می روید اگر، وقت رفتن است
کوتاه بود پاسخ تان ، ها ! کجا؟، فقط
کامل عیار سنگ محک خورده ایم ما
آغوش مان گشوده به روی بلا ، فقط
آن روح غیرتیم، که ما را تاوان گداخت
از التهاب حسرت ( یا لیتنا) فقط
بی رنگ می شدید  از آن آزمون سرخ
من های تان گرفت از و رنگ ها ، فقط
باور نداشتید اگر عشق را ، چرا
بر داشتند پرده ز چشم شما فقط؟
روزی که آه شیونیان طعم خاک داشت
زد خیمه گلخروش شما در فضا ، فقط
منظومه بلند شهادت سرودنی است
با حنجره بریده ، سر نیزه ها فقط
یک کاروان دلید ، ولی حیف مانده است
سر های تان در این سفر از هم جدا فقط
ای از زمان همیشه فراتر که مانده است
از تو به یاد ،خاطرۀ کربلا، فقط
از حر مجال شرم گرفته است خنده ات
یعنی که از تو شکوه ندارم، بیا فقط
زنجیرۀ قیام تو را  امتداد داد
زینب به حلقه حلقۀ دام بلا فقط
بر روی نی ،چو دید گل افشانی تو ، گفت:
می خواهد این بهار شکوه تو را فقط
افزون تری ز حوصلۀ ما، هزار حیف
از تو اگر که داغ بماند به جا فقط
هر شعر در رثای تو گفتیم، نارساست
ای خطبۀ حماسی سُرخت رسا،فقط
تو مرگ را به سُخره گرفتی ،کجا رواست
تا نام تو خلاصه شود در عزا فقط؟
خون بود و داغ بود و عطش بود و آه بود
اما نبود این همۀ، ماجرا فقط
روزی که عشق و عاطفه تاراج می شدند
سهم تو بود پاره ای از بوریا، فقط
افتاده از نفس جرس، ای بی همنفس بیا
یک شیون است ، فاصله تا ، نینوا فقط
او ماند و خون حماسۀ او ماند و عشق ماند
از ما چرا به جای بماند صدا فقط؟!

/ 26 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

[لبخند]

خط خطی های یک بچه شاعر

السلام علیک یا اباعبد الله ... " ... باز هم روز دهم ; ساعت سه، ساعت سر، ساعت وقت ملاقات سری با مادر ساعت رفتن جان از بدن یک خواهر..." کلیپ صوتی شعرخوانی سید حمید رضا برقعی در مجله ی روزانه ی خط خطی های یک بچه شاعر

زهرا

شعر خیلی زیبایی بود وبلاگت خیلی زیباست خوشحال میشم به وبلاگ من هم یری بزنی[گل]

ما نسل سومی ها

سلاااااااااام خوبی؟ آپیـــــــــــــــــــدم بدوووووو بیــــــــــــــــــــــــــــا[گل]

صبورانه

سلام ودرود برشما...سر نمی زنید دیگه...[گل] زنده باشید...

پرنیان

سلام با مطلبی تحت عنوان "پارادوکس یا قیاس های مع الفارق" بروزمخوشحال میشم تشریف بیارید.

باستاره ها

سلام گرامی. هنوز هم سرتون شلوغه. چرا آپ نمی کنید؟!

؟؟

واقعا متاهل شدیـــــــــــــــــــــــــــــد؟؟؟ [تعجب] چه بی خبر! جهت مشخص نشدن هویتم اسممو نذاشتم!

م ک

داداش بیخیال دنیا راحت بنویس کسی کار به کارت نداره !