خوب ، بد ، به نام پدر

فیلم جدید ابراهیم حاتمی كيا يك بار ديگر اين فرصت را فراهم آورد كه به افسانه تاريخى رستم وسهراب نگاهى دوباره بيندازيم و اينكه قصه اين پدرهاى پهلوان با آن گرزهاى گرانى كه در دست دارند و به جاى همه تصميم مى گيرند كى تمام مى شود؟!

 حاتمي كيا گفت : من در يك شكل كلى هميشه گفته ام كه قهرمانان فيلم هايم، آدم هاى آرمانى من هستند و نه آدم هاى حقيقى. طبعاً آنها را در مصاف با شرايطى قرار مى دهم كه آن رفتار آرمانى را از آنها ببينم

به نام پدر را مى توان سرآغاز فصل جديدى در سينماى حاتمي كيا دانست،

فصلى كه در آن قهرمانان جنگ رفته از پختگى خاصى برخوردار شده اند

و ديگر براى نشان دادن مظلوميت خود احتياج به اسلحه  ندارند                                                                    

 وقتي خبر نگار روزنامه شرق از وي پرسيد:   AD_18_KIA_4.JPG      

به نظر شما چرا مهندس شفيعى با گذشته اش قهر كرده است؟ از دوستان پيشين فاصله مى گيرد، (در نمايى كه وارد بيمارستان مى شود) و دلش نمى خواهد هيچ كدام را دوباره ببيند، پاسخ سربالا به دعوت به همكارى مى دهد و در واقع به نوعى از گذشته اش مى گريزد؟

گفت: اين واقعيتى است كه نسلى كه به عنوان بسيج خود را درگير جنگ كرد، افراد موظف به اين جنگيدن نبودند، بلكه همخوانى اين مبارزه با آرمان ها، آنها را به اين سمت سوق داد .مهندس شفيعى از قماش اين افراد است كه ديگر دليلى براى حضور در پيكره نظام نمى بيند و ترجيح مى دهد به دنبال علايق شخصى خود برود. علايقى كه قبلاً نيز به آن دل بسته بود.

 حال سير دراماتيك فيلم، تاكيد بر اين موضوع دارد كه تبعات جنگ موضوعى نيست كه به راحتى بشود مدتى در آن بود و دوباره از آن دست شست.

 كسانى كه وارد آن مى شوند بايد به فكر آينده آن نيز باشند.                             

 

«به نام پدر» از گذشته حرف مى زند،

ولى با نظر  به آينده                                                                                                                                                    186297.jpg

حاتمي كيا همچنين گفت: آن آقازاده جوانى كه در نقش رئيس موسسه خيريه در فيلم حضور دارد كاملا تيپ است البته من اصرار داشتم به تحقير اين تيپ نرسم و تا حد امكان قصه، به او فرصت گفت وگو را بدهم. اين قشر ادبيات پيچيده اى دارد و براى نيل به اهدافش از اين ادبيات بهره مى برد كه اگر دقت صورت نگيرد به نظر بسيار موجه نيز مى آيند.

وي در پاسخ به اين سوال كه: 

چرا اين پدر و دختر زبان هم را نمى فهمند و هر كدام اسب خود را مى رانند؟ گويى اين تراژدى فاصله نسل ها نمى خواهد هيچ وقت تمام شود!

گفت: بله، به نظر مى آيد تا بوده همين بوده است و در افسانه ها و اسطوره هاى ما كه بهترين آن تراژدى رستم و سهراب است به بهترين شكلى تجلى يافته است البته اين بار سهراب، حبيبه است كه نسبت به جنگ و جنگاورى نسل پدر معترض است و او را به شدت زير سئوال مى بردمن اين موقعيت نابرابر ديالوگ بين پدر و دختر را دوست دارم. اين همان ميزانسنى است كه در زندگى طبيعى داريم. پدر در اين شرايط به دخترش به عنوان عزيز خود نگاه مى كند و نه نماينده پرمدعاى يك نسل و طبعاً خيلى وارد مجادله با او نمى شود، در حالى كه او را مستعد به اين مجادله مى بينيم كه مقابل رئيس موسسه خود مى ايستد. 

آخرين نماى فيلم بينش فلسفى زيبايى دارد اين كه

 سايه جنگ از گذشته تا حال هنوز بر سر اين كشور است،

 چنان كه حبيبه از دل خاك شانه سر يا يك سفالينه پيدا نمى كند، نيزه مى يابد.         Be_Name_Pedar_2.thumb.jpg        be_name_pedar01.thumb.jpg                                      

در آخر حاتمي كيا در باره بحث داغ موبايل بازي در فيلم گفت: 

اين موبايل بازى درون فيلم از همان ابتدا در تاروپود فيلمنامه موجود بود و اصلاً به ذهن من نرسيده بود كه مى توان از اين موقعيت استفاده كرد و اين دعوت در واقع از طرف آن شركت مطرح شد و ما از آن استقبال كرديم ولى بياييد قدرى با فاصله نسبت به اين موضوع نگاه كنيم، آيا نفس اين عمل كه حاتمى كيا يك شركت تجارى را ترغيب كرده است كه سرمايه اى براى بيان نظرات فيلمساز ايجاد كند، عمل خوبى است يا بد           

در ضمن تماشاگر هر فريمى كه ديده است به اراده مستقيم خودم بوده كه احساس كردم فيلم از لحاظ درام به آن احتياج دارد

ولى در كل من اين روش را بسيار پاك تر و تميزتر و شرافتمندانه تر از فيلم هايى مى دانم كه از سفارتخانه دول خارجى پول مى گيرند تا فيلم برايشان بسازند و پز روشنفكرى سردهند. اگر تعهد به نام پدر در نشان دادن چند موبايل است ، تعهد آن همكاران كه از سفارتخانه هاى خارجى پول حمايتى گرفته اند چيست؟

/ 0 نظر / 5 بازدید