دستهامان اگر چه دور امــــا ...

من به تو نزدیکم ...

قرارمان باشد جایی نزدیک آغوش گلبرگ وشبنم

نیمه های شب...

وقتی که جز بیدلان هیچ کس زنده نیست

چه بپوشم که تو بپسندی...؟!

من بی ریائی و یکروئی را بیشتر می پسندم ... عریانی

بیا و بر خلاف همه

نیمه های شب ...

    جایی کنار سجاده ام ...

             روحت را برای من برهنه کن

                     که سالهاست منتظرم لمسش کنم

بیا که نشان دهیم می شود

                    ( یعنی شده است )

/ 21 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وصال

آسمان بگو به ماه من بگو یازده ستاره ناپدید شد نیامدی

وصال

زبان سخن ز تو گوید ولی برای مقام به پیش چشم خدا هم دروغ میگوییم كدام ناله غربت كدام درد فراق قسم به ام ابیها دروغ میگوییم خلاصه ای گل نرگس كسی به فكر تو نیست و ما به وسعت دریا دروغ میگوییم

وصال

هر گاه خدا را بيابي خود را گم ميکني و ان گاه که به خود برسي خدا گمشده توست

وصال

ب.ظ): اَلــم یـعلَــم بـأ نّ الــلّــهَ یَــری *** آیـا ندانـسـت کـه خـــــــدا او را می بیند؟

رضا

یا مقلب القلوب و الابصار...یا مدبر اللیل و النهار…یا محول الحول و الاحوال....حول حالنا الی احسن الحال....با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی ..و تبریک سال نو و ورود فصل بهار و زنده شدن دوباره طبیعت ...باستحضار حضرت عالی میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان ...حکایت دوستی با نشانه ....بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگانی دارم .......... این دیگه فکر نداره ...وقتی می شنوی می گم تو برو با من نمون ....حتی اسمم را نیاور ........اگر یک شب دیگه ....زیر بارون قدم زدی .....این را بدون که تموم فکر من .......پیش تو بود ....پیش تو بود ...مثل تو .....توی زندگیم هیچ کس نبود ..........هیچکس نبود ..........!!!! در پناه حق و خدا نگهدارتان............[گل]

لیلی

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل گفت سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه ز وحشت افسرد لیک آن خار در آن دست خلید و گل از مرگ رهید صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید گل صمیمانه به او گفت سلام [گل] سلام عزیز وبلاگ حرف دل بار دیگر اپ شد منتظر حضور گرمت هستم همیشه شاد باشی و عاشق[گل][گل][بدرود]

غروب آخر

خیلی قشنگ بود[گل] از اینکه دیر کردم متاسفم... ممنون که خبرم کردی[گل]

سحر

سلام خوبید؟ چه خبر؟مرسی این رمان من او موضوعش چیه که همه تعریف میکنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من که کتابهای نادر ابراهیمی میخونم و کتابها از شاعران شفیعی کدکنی و فیروز کوهی و شاعران گرامی زنده یاد مشیری و شاملو و... مگر تو با ما بودی از یغما گلرویی میدونید من تازگیها کتاب کم می خرم چون نوشته های دلخواه کم پیدا میشه به خصوص روانشناسی انگار همه تکراری مینویسن.ویا نویسنده های خوب کتابهاشون چاپ نمی کنن.مثل اوشو

سارا

واقعا زیبا بود...اما نگفتی شاعرش کیه،خودت؟![لبخند]

شازده کوچولو

چه زیبا، چه با احساس، چه عاشقانه، چه عارفانه، چه لطیف، چه سبز، سبز سبز... اسم شعرتو میذارم شعر سبز[لبخند]