|
|
١- خلاصه می گویم : همه جا می گویند عید شده ... دل ها همه گرم ، چشم ها همه روشن ، لب ها همه خندان است اما من همچنان چشمانم بی سو و دستانم خالیست مانند کوچه ای بن بست و سوت و کور . عید من هنوز نیامده ... ای عابر نورانی کی این کوچه تاریک را چراغانی می کنی؟؟
ای کاش سوار سبز روحانی من مه پاره ی یلدای زمستانی من یک بار بخاطر خدا رد بشوی از کوچه ی انتظار طولانی من [ ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ۱:٢٦ ق.ظ ] [ آدم بزرگ ]
[ نظرات () ]
نگاهی کن آقا جونم دیگه بی تو نمی مونم جوونی مو بخر ارباب اگرچه خیلی ارزونم اگرچه خیلی ارزونم هر بی سرو سامونی سینه ی زندونی با چشای تو میگه خسته شدم دیگه ... ای صاحب دلها دلهای ما تنهاست آقای بی خونه خونه ات تو قلب ماست
[ ۱٤ اسفند ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱٤ ب.ظ ] [ آدم بزرگ ]
[ نظرات () ]
|
|