- دکراسیون منزل و ست مبلمان و ظروف شما امسال زیبا تر و روکم کن تر بود یا خواهرتان ؟!!!
- غذای مهمانی چه کسی چرب و نرم تر بود و بیشتر به چشم می آمد؟؟!!
- لباس و آرایش مو و صورت شما جذاب و فریباتر بود یا دوستتان؟ شما پسرهای بیشتری را مجذوب خودتان کردید یا دوستتان؟
- کدام مهمانی شبانه بیشتر به شما چسبید؟ تا صبح با دختر یا پسر مورد علاقه تان رقصیدید؟ انقدر که از نفس بیافتید؟ تا خیس عرق شوید؟؟؟؟!
با ما تماس بگیرید و خاطرات زیبایتان را برای ما هم تعریف کنید تا همه با هم لذت ببریم...
تا یادم نرفته موضوعات دیگری هم وجود دارند که البته بسیار کم اهمیت اند اما برای خالی نبودن عریضه خدمتتان عرض میکنم :
- آیا امسال به اندازه ی ذره ای تحول در احوال قلب شما ایجاد شد؟؟؟
- آیا امسال امام زمان در مهمانی شما یا سر سفره هایتان حاضر شد؟؟؟
و بسیاری موضوعات پیش پا افتاده و بی اهمیت دیگر از این دست...
***
خب...
لازم میبینم برای ایرانی های درجه 2 و 3 و ... که مثل ما پایتخت نشین های آگاه ، شهروند درجه 1 نیستند کمی درباره شهرم توضیح بدهم :
در شهر من همه چیز رو به پیشرفت است
همه چیز رو به بالا حرکت می کند
مثل موهای فشن جوان های حماسه آفرین شهرم
و مثل برج هایی که از خاک و سنگ ایران سرافزار ساختیم
خاک و سنگی که با گوشت و خون جوانان این وطن در آمیخته بود...
برج هایی که با تکه های قلب و جگر شهدامان ساختیم
تا اسلام عزیز را سرافراز و سربلند کنیم
که کردیم...
و اینجا فضای سیاسی باز است و الحمدلله دست دشمن از خاک و ناموس ما کوتاه ...
درست مثل یقه و شلوار دختران جوانمان
اینجا همه سالم و پاک و سلامتند!
همه گوش ها شنوا !
همه چشمها حیض ، ببخشید اصلاح میکنم تیز هستند ...
البته چشمهای جواننمان فقط کمی بیشتر از چشمهای مسئولان...
آن هم بخاطر آلودگی هوای شمال شهر است
چشمهای مسئولان را کمی ضعیف کرده ...
و البته قدیمی تر ها می گفتند لقمه های حرام چشم دل را کور و دل را قصی می کند
البته ما که به این خرافات اعتقاد نداریم
الان هزاره ی سومیم !!!
خیلی پیشرفت کرده ایم ...
دانشمندان گفته اند چند سال دیگر از خدا هم سبقت می گیریم ...
***
به لطف خدا و تلاش مردم و مسئولان ما توانستیم شهر را آباد کنیم
درست است که باغ ها و کاخ های نیاوران
و جوب های جوادیه به یک نسبت آباد نشد
ولی در راستای طرح نوسازی ما موفق شدیم دل و روح همه ی مردم شهر را به یک نسبت ویران کنیم و قلب های جدید و مکانیزه جایگزین کنیم . قلب های مکانیزه یک چیزی است تقریبا شبیه سطل آشغال های مکانیزه ...
ما با افتخار اعلام میکنیم ...
ما توانستیم ...
***
ما سطح فکر و تحصیلات مردم را بالا بردیم
ما مردم را عاقل و متفکر و دانا بار آوردیم
مردمی که 30 سال پیش داوطلبانه عقب وانت می نشستند
و برای کمک به عمران و آبادانی به روستاهای محروم می رفتند
را
تبدیل کردیم به مردمی که الان خوب می فهمند که
" یک دقیقه پول جمع کردن بهتر از هزار ساعت کمک به هم نوع است "
مردمی که امروز به لطف خدا و تلاش مسئولان می فهمند که این یخچال ساید بای ساید سامسونگ و ماکرو ویو ال جی و ال ئی دی سونی است که سعادت را رقم میزند نه کمک به مستضعفان و بندگان محروم خدا ...
مردمی که وقتی آنها را دعوت به انفاق و گذشت در راه خدا میکنید به شما جواب میدهند : آیا ما به کسانی کمک کنیم که اگر خدا میخواست خودش به آنها کمک میکرد؟؟؟
ما مردم را به به این درجه از بلوغ فکری رسانده ایم که بفهمند " کلاهتو بچسب باد نبره " یعنی چه !
ما سطح علم و شعور مردم را رشد دادیم
مردم حالا بعد از 30 سال یاد گرفتند که چطور باید در تجملات بر هم پیشی بگیرند و چطور باید برای چند اسکناس بیشتر سر هم را زیر آب کنند
***
اینجا تهران ، پایتخت ایران
مهد تمدن و فرهنگ
ما از نسل کوروش ک... (خش...)
ما از نسل سلمان پارسی هستیم
ما فرهنگ اصیل اسلامی و ایرانی را زنده کردیم
دیروز فناوری ساخت سوسیس را کسب کردیم
و امروز سانتریفیوژ ...
و فردا سوئیس اسلامی را بنا می نهیم
و شما ای شهداء
آسوده بیارامید که ما بیداریم !
ما روی پیکرهای پاره پاره ی شما ایستاده ایم
و مواظبیم کسی خون شما را پایمال نکند ...
درد دلی که در 13 و 14 فروردین 89 از دلم بیرون ریخت
2 –
یک شهر پرند های مُرده
یک شهر چرنده های خوش پوش
یک شهر مناره های کوتاه
یک شهر ستاره های خاموش
آئینه ی آسمان ِ تاریک
تابوت برای نعش انسان
بر شانه ی کوچه های باریک
یک جاده به سمت خط پایان
در پرتو ماه ِ بی تفاوت
یک بیشه پلنگ تیز دندان
هم خانه ی گرگ های وحشی
آغشته به خون گوسپندان
پتیاره ی خرفریب ِ بدنام
کمپیر ِ وقیح ِ هفت کرده
زالوی کریه ِ هفت اندام ،
حلقوم برای نفت کرده
شش دانگ صدای ناهماهنگ
ترکیب دروغ و آهن و دود
آویخته در بتان ِ ده رنگ
یک شهر نران ِ ماده اندود
مردان ِ به انتها رسیده
یک صفحه پیاده های فرزین
مردان ِ به گوش ما رسانده
یک عمر حماسه ی دروغین
با پرده دران ِ پشت ِ پرده
تا کی ، تا چند استمالت ؟
ای شیعه ی انقلاب کرده !
این بود فرشته ی عدالت ؟؟؟
ای دیو سپید پای در بند
این جنگل ِ گرگ را بسوزان
آری ، بخروش ، ای دماوند !
تهران بزرگ را بسوزان .
امید مهدی نژاد – از مجموعه شعر رجزمویه